لغت نامه دهخدا
خاراکس سپاسی نی. ( اِخ ) شهری بود در دهنه دجله و بنام خاراکس خوزستان نیز مشهور بوده است. ( ایران باستان ج 3 ص 2218 ).
خاراکس سپاسی نی. ( اِخ ) شهری بود در دهنه دجله و بنام خاراکس خوزستان نیز مشهور بوده است. ( ایران باستان ج 3 ص 2218 ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 فرهاد اول بر آماردیان و دیگر اقوام ساکن رشته کوههای البرز تاخت و سرزمین تپوریه و هیرکانیا و سایر نواحی را به تصرف خود درآورد و مرز پارت را تا مغرب دربند خزر گشود و آماردیان را به شهر خاراکس (خوار) کوچ داد.
💡 هم اسکندر مقدونی با آنها جنگیدهاست هم فرهاد پنجم اشکانی که آنها را به سوی خاراکس در غرب دریای خزر راندهاست.
💡 فرهاد اول بر آماردیان و دیگر اقوام ساکن رشته کوههای البرز تاخت و سرزمین تپوریه و هیرکانیا و دیگر نواحی را به تصرف خود درآورد و مرز پارت را تا مغرب دربند خزر گشود و آماردیان را به شهر خاراکس (خوار) کوچ داد.
💡 نام باستانی شهر با قطعیت کامل معلوم و مشخص نیست اما پژوهشهای انجام شده نشان داده اینجا حداقل برای مدت کوتاهی مرکز سیاسی اداری و اجتماعی و یا به سخن دیگر پایتخت در انگیانا و یا در انجای هخامنشی بوده و منطبق با زرنگای هخامنشی و زرین مورخانی چون کتزیاس و ایزیدور خاراکسی میباشد. در کتیبههای هخامنشی، بیستون، تخت جمشید و نقش رستم از این شهر به نام «زرک» یا «زرنکای» یاد شدهاست.