حکیم نواز

لغت نامه دهخدا

حکیم نواز. [ ح َ ن َ ] ( نف مرکب ) مربی حکماء. نوازنده حکیمان. || مربی شاعران. نوازنده شعراء:
منم کریم ستای و توئی حکیم نواز
زهی سخا و سخن بر من و تو سهل و سلیم.سوزنی.

فرهنگ فارسی

مربی حکمائ مربی شاعران و نوازنده شعرائ

جمله سازی با حکیم نواز

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 در بادیه ها درد به درمان نتوان یافت بیماری هر شهر به مقدار حکیم است

💡 بدو کن سئوال ار حکیمی همیشه کزو صد عطا باشد از هر سئوالی

💡 بمیر ای حکیم از چنین زندگانی کزین زندگانی چو مردی بمانی

💡 حسن تو مستغی از دلیل حکیمان پرتو خور بر صفای اوست دلایل

💡 دلا بیا بشنو از حکیم قاآنی ز مشکلات جهان درگذر به آسانی

تولدو یعنی چه؟
تولدو یعنی چه؟
چوسی یعنی چه؟
چوسی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز