حقیقت طلبی
مترادفها
حقیقتجویی، جستجوگری
متضادها
باطلطلبی، کذبجویی
لغت نامه دهخدا
حقیقت طلبی. [ ح َ قی ق َ طَ ل َ ] ( حامص مرکب ) فعل ِ طلبیدن حقیقت. حقیقت جوئی.
فرهنگ فارسی
فعل طلبیدن حقیقت
جمله سازی با حقیقت طلبی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 بر او هردوعالم محو بنمود حقیقت دید خود دیدار معبود
💡 توانی یافت تا این ناتوانی تو این معنی حقیقت کی توانی
💡 چو باشد بر حقیقت چشم بازم به افتد ترک سودای مجازم
💡 چو خود را پاک کردند از نمودار حقیقت شمع او گشتند دیدار
💡 شریعت نکتهٔاصل است اینجا حقیقت جملگی وصلست اینجا
💡 ز یکرنگی بسی اسرار گویند در این معنی حقیقت یار جویند
💡 جستجو و حقیقت طلبی یکی از ویژگیهای بارز دانشمندان و پژوهشگران بزرگ است که همواره به دنبال کشف حقایق پنهان در دل طبیعت هستند.
💡 در دنیای پر از اطلاعات نادرست، داشتن روحیه حقیقت طلبی و نقد کردن اخبار منتشر شده، برای حفظ سلامت فکری جامعه بسیار حیاتی و ضروری است.
💡 برخورد با مسائل پیچیده زندگی نیازمند حقیقت طلبی و دوری از پیشداوریهای کورکورانه است تا بتوان به نتایج درست و قابل اتکا دست یافت.