لغت نامه دهخدا
حسین شرابی. [ ح ُ س َ ن ِ ش َ ] ( اِخ ) شرابدار مأمون عباسی. رجوع به ابن اثیر و حبیب السیر شود.
حسین شرابی. [ ح ُ س َ ن ِ ش َ ] ( اِخ ) شرابدار مأمون عباسی. رجوع به ابن اثیر و حبیب السیر شود.
شرابدار مامون عباسی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ما را شرابی یار کن یا چیزکی در کار کن گر نور نبود نار کن آخر نباشد کم ز کم
💡 وجود لکههای شرابی در منطقه توزیع شاخه افتالمیک (V۱) عصب تریژمینال با گلوکوم همان طرف همراه است.
💡 «من همچون دیونیسوس هستم که برای بشریت شرابی مطبوع بسازم، من هستم که بهروحِ مردم، سرمستی الهی میبخشم.»
💡 آشکارا شد همه رازم دریغا نام و ننگ چون چنین شد ساقیا درده شرابی بی درنگ
💡 همه ز جام تو مستند هر یکی ز شرابی ز جام خویش نپرسی که مست از چه شرابی
💡 دارم از دیده شرابی و کبابی از جگر تا خیال دوست را آرم شبی مهمان خویش