لغت نامه دهخدا
حسن وصلت. [ ح َ س َ ن ِ وَ ل َ ] ( اِخ ) ابن محمد قسطمونی رومی زاهد متخلص به وصلت. درگذشته در قسطنطنیه 1182 هَ. ق. دیوان شعر ترکی دارد. ( هدیة العارفین ج 1 ص 299 ).
حسن وصلت. [ ح َ س َ ن ِ وَ ل َ ] ( اِخ ) ابن محمد قسطمونی رومی زاهد متخلص به وصلت. درگذشته در قسطنطنیه 1182 هَ. ق. دیوان شعر ترکی دارد. ( هدیة العارفین ج 1 ص 299 ).
ابن محمد قسطمونی رومی زاهد متخلص وصلت وی دیوان شعر ترکی دارد
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 چون در پناه وصلت افتاد جان نگویی: هجری بدین درازی با جان چه کار دارد؟
💡 هرچند بیخم میکَنی، وصلت گرم خرم کند بازم نهال زندگی پا در زمین محکم کند
💡 «وارن اِشمیت» در سن 66 سالگی، پس از سالها کار در یک شرکت بیمه، بازنشسته میشود. از طرفی دیگر به زودی قرار است مراسم عروسی دخترش برگزار شود ولی «وارِن» مخالف شکلگیری این وصلت بوده و از داماد خوشش نمیآید.
💡 مواصلت ارواح به وصلت معنوى ناميده شده است به هر تقدير بر وصلت معنوى ارواحبه الفاظ و عبارات در نمى آيد مگر آنكه جهت تقريب به واقع به عباراتى تبين گردد،مثل اينكه از اين وصلت به وصلت معنوى نام مى بريم.
💡 ساغر عیش من از بادهٔ وصلت خالی است تا لبالب ز می وصل تو پیمانهٔ کیست
💡 وصلت با شراب خوار <>رسول اكرم صلى الله عليه و آله فرموده است: هر كس دختر خود را به همسرى شاربالخمر در آورد، مانند آن است وى را به راه زنا و بى عفتى سوق داده باشد.