لغت نامه دهخدا
حسن لیمویی. [ح ُ ن ِ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) حسن زرد که به سرخی زند و در عرف هند آن را چنپک بزن گویند:
گر نگین نیست نگین دان طلا را عشق است
حسن لیمویی آن آینه رو هم بد نیست.اشرف ( از آنندراج ).
حسن لیمویی. [ح ُ ن ِ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) حسن زرد که به سرخی زند و در عرف هند آن را چنپک بزن گویند:
گر نگین نیست نگین دان طلا را عشق است
حسن لیمویی آن آینه رو هم بد نیست.اشرف ( از آنندراج ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 رنگهای درخشان و تند و ناهمساز - سیاه، قرمز جگری، زرد لیمویی و کبودی هولناک لحظهٔ مرگ - برای نمایش شکلهای تخت و گوشهدار مناسب هستند. این صحنه که در میان کوهی مرتفع و مشرف بر قلههای پستتر و در دل تاریکی به وقوع پیوسته، با تابش ناگهانی نوری که پیکرهها را در این حالت تأثیرگذاری هولناک نگه میدارد، از شدت میافتد.
💡 از برگ مو رنگ زرد بدست میآید. لکن از مواد اولیه برای بدست آوردن رنگهای چمنی، سبز سیر و زرد لیمویی نیز میباشد.
💡 این درخت در شمال ایران در اوایل مرداد شکوفه میدهد و گلهای آن لیموییرنگ است و بذر آن در اوایل زمستان میرسد. در خوزستان هم کاشته میشود. از این درخت صمغی به نام کینوی استرالیا گرفته میشود. در صنعت چوب بهویژه در ایران مناسب است.
💡 از جانوران این منطقه میتوان به پرستوی خانگی، دارکوب قهوهای، پریشاهرخ، سسک درختی لیمویی، سسک رودخانهای، مگسگیر خالدار، گنجشک درختی، سهره جنگلی، سهره سبز، مگسگیر ابلق اروپایی، چکاوک آسمانی بزرگ، توکای پشتبلوطی، دمجنبانک سفید، زردپره لیمویی، کلاغ ابلق، سسک باغی، حواصیل خاکستری، چرخریسک سرآبی، سسک سرسیاه، سهره گلی معمولی، سهره طلایی و سسک چیفچاف اشاره کرد.