حسن بقعه

لغت نامه دهخدا

حسن بقعه. [ ح َ س َ ب ُ ع ِ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان بخش هرسین شهرستان کرمانشاهان و هفت هزارگزی شمال خاوری هرسین، کنار راه مالرو هرسین به صحنه.کوهستانی است. 170 تن سکنه شیعه کرد و فارسی زبان دارد. آب آن از قنات و چشمه ها و قنات و محصول آن غلات،تریاک و ذرت است. ( از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 5 ).

فرهنگ فارسی

ده از دهستان بخش هرسین شهرستان کرمانشاهان

جمله سازی با حسن بقعه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 در میان روضه و آن بقعه تا یابند فرق در میان جان و دل انواع بحث ماجراست

💡 زر و سر را نبود هیچ درین بقعه محل سودشان جمله زیان است و زیانشان همه سود

💡 نه هر آن بقعه که خورشید فلک تافت بر او کان از او بهر شهان لعل بدخشان آورد

💡 تعالی الله زهی مشهد که تا این بقعه شد پیدا مغان و عابدان درهای دیر و خانقه بستند

💡 توسعهٔ آرامگاه در عصر افشاریان با طلاکاری ایوان صحن ادامه داشت تا آنکه در دورهٔ قاجاریان، ضریح جدیدی برای بقعه ساخته شد.

💡 سه بقعه از دو رخش صد هزار فخر کنند یکی طراز و دوم خَلُّخ و سوم یغما

اورگیم یعنی چه؟
اورگیم یعنی چه؟
دله یعنی چه؟
دله یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز