لغت نامه دهخدا
حساسیت المی. [ ح َس ْ سا سی ی َ ت ِ اَ ل َ ] ( ترکیب وصفی،اِ مرکب ) در مقابل درد حساس بودن و نامتحمل بودن.
حساسیت المی. [ ح َس ْ سا سی ی َ ت ِ اَ ل َ ] ( ترکیب وصفی،اِ مرکب ) در مقابل درد حساس بودن و نامتحمل بودن.
در مقابل درد حساس بودن و نامتحمل بودن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در واقع از همان زمان بود که میزان حساسیت و علاقه مردم نیز با اظهارنظر گیرشمن بیشتر میشود تا جایی که پس از تشکیل اداره میراث فرهنگی در شهرستان بسیاری از مردم از مدیر اداره میراث فرهنگی اندیکا خواهان رسیدگی به آثار و محوطههای تاریخی موجود در این منطقه میشوند.[۲۱] [۲۲] [۲۳]
💡 مطالعات دیگری نشان میدهند که بربرین، سوختوساز قند و چربی را بهبود میدهد. پژوهش منتشرشدهای در Evidence-Based Complementary and Alternative Medicine نشان میدهد که بربرین میتواند حساسیت به انسولین را با تنظیم ترشح آدیپوکین بهبود بخشد.
💡 در مقایسه با دیرش مکالی، دیرش تعدیل شده (گاهی خلاصه میشود MD) یک معیار حساسیت قیمت است، مشتق قیمت قرضه نسبت به تغییرات بازده قرضه، دیرش تعدیل شدهاست.
💡 آنها متقاعد شده بودند که مجموعه ای از فیلم های کوتاه مدل شده از فیلم اصلی، از نظر ایدهآل برای تبلیغات تلویزیونی مناسب خواهند بود - تا زمانی که این تبلیغات با حساسیت کافی برای حفظ صداقت و جذابیت کار پارک اداره می شد. نتیجه اولیه همکاری آنها، سی و سی تبلیغات دوم مصاحبه با حیوانات بود که با همان سبک فیلم اصلی ساخته شد. این منجر به یک مجموعه شد.