لغت نامه دهخدا
حساب تراشیدن. [ح ِ ت َ دَ ] ( مص مرکب ) حساب ساختن. حساب سازی کردن.
حساب تراشیدن. [ح ِ ت َ دَ ] ( مص مرکب ) حساب ساختن. حساب سازی کردن.
حساب ساختن حساب سازی کردن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 سنگ صابون آبگریز است و در لمس، حس صابونی یا چرب دارد و به همین دلیل این نام را به خود گرفته است. این سنگ به دلیل نرمی و سهولت در تراشیدن، از زمانهای قدیم در خاور نزدیک، مصر، چین و اسکاندیناوی برای ساخت مهر، مجسمه و وسایل مختلف خانگی مانند ظروف و ابزار آشپزی استفاده میشده است.
💡 دستگاه تراش ماشین ابزاری است، که برای تراشیدن و شکلدهی به قطعات چوبی و فلزی معمولاً دوار به کار میرود.
💡 فیتیش جنسی شامل تراشیدن سر، تریکوفیلی نامیده میشود. در حالی که سر تراشیده شده مرد اغلب به عنوان نشانه اقتدار و مردانگی دیده میشود، سر تراشیده شده زن بهطور معمول به نشانه آندروژنی است. این ممکن است، اما همیشه، بیانگر عضویت در انجمن دگرباشان جنسی نیست.
💡 کسانی هم که این محدودیتها را نقض میکردند مجازات میشدند. تراشیدن ریش مردان ممنوع شد و مردان باید ریش خود را بر اساس میل طالبان رشد میدادند و آنها را بلند نگه دارند و در بیرون از خانه عمامه میپوشیدند. کمونیستها بهطور سیستماتیک اعدام میشدند.
💡 در اقیانوسیه و آمریکا از دندانهای کوسه معمولاً برای ابزارها استفاده میشد؛ بهویژه بر اسلحههایی مانند چماق و خنجر. به علاوه از آن به عنوان تیغههایی برای تراشیدن چوب و ابزارهایی برای تهیه غذا استفاده میشد.
💡 وجود مقادیر زیاد ترکیبات سیلیس در این گیاه موجب شده تا ساقههای آن زبر و خشن باشد. از اینرو از دیرباز، برای تمیز کردن ظروف آشپزخانه و حتی تراشیدن زبریهای چوب، از ساقههای آن استفاده میشدهاست.