لغت نامه دهخدا
حرف موضع. [ ح َ ف ِ م َ / مُو ض ِ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) شمس قیس گوید:سین و تاء و الف و نون است که در اواخر اسماء معنی تخصیص موضع دهد بدان چیز، چنانکه ترکستان و کوهستان و بیمارستان. ( المعجم فی معاییر اشعارالعجم ص 177 ).
حرف موضع. [ ح َ ف ِ م َ / مُو ض ِ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) شمس قیس گوید:سین و تاء و الف و نون است که در اواخر اسماء معنی تخصیص موضع دهد بدان چیز، چنانکه ترکستان و کوهستان و بیمارستان. ( المعجم فی معاییر اشعارالعجم ص 177 ).
و آن سین و تائ و الف و نون را گویند که در اواخر اسمائ معلی تخصیص موضع دهد
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 لکِنِ الَّذِینَ اتَّقَوْا رَبَّهُمْ الآیة «لکن» کلمتی است در موضع استثناء، در آن موضع است که پارسی گوید باری.
💡 چون باد اين سخن را به گوش سليمان عليه السلام رسانيد حكم فرمود كه چون شياطينسنگ را به موضع مقرر برسانند به قدر آن خاك از آن موضع برگردانند به آنموضعى كه سنگ را برداشته اند.
💡 میلیکان در مقاله خود «تأملات طبیعتگرایانه در دانش» از این موضع دفاع میکند که توجیه باورهای واقعی از طریق تبیین مطابق با تکامل، دانش را تشکیل میدهد.
💡 اندران موضع که کرده همچو پیر ناتوان از نهیب گرز و تیغ و نیزه توشاب شاب
💡 (به مردم بگو به اين موضع (مسجد مقدس جمكران ) رغبت كنند و آن را عزيز دارند...)
💡 یک روز با ملک در سرای او میگشتیم. به موضعی رسیدیم که چند یک خروار کاغذ همه رقعه برهم ریخته بود. پرسیدیم که این کاغذها چیست؟