لغت نامه دهخدا
حرف استخوان دار. [ ح َ ف ِ اُ ت ُ خوا / خا ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) حرف معنی دار. پرمغز. ( مجموعه مترادفات ص 210 ).
حرف استخوان دار. [ ح َ ف ِ اُ ت ُ خوا / خا ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) حرف معنی دار. پرمغز. ( مجموعه مترادفات ص 210 ).
حرف معنی دار
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 دل را به باد دادی وانگه به کام این سگ یکپاره نان نخوردی یک استخوان ندیدی
💡 زمان تشکیل کال استخوان در گروههای سنی پایینتر در مقایسه با گروه های سنی بالاتر زودتر بود.
💡 53 - كـه وقـتى ما مرديم و خاك و استخوان شديم (بار ديگر) زنده مى شويم، و جزا دادهخواهيم شد؟!
💡 به علت عوارض و محدودیت در میزان استخوان و همچنین به علت عوارض و مشکلات تهیه آلوگرافت، پیوند مطلوب و ایده آل اتوگرافت می باشد.
💡 داغم که ماند حسرت پیکان او به دل تیرش ازین چه غم که مرا ز استخوان گذشت
💡 آتش زنم ز عشق گر این سان به جان خویش روشن کنم چو شعله شمع استخوان خویش