حجر افروغی

لغت نامه دهخدا

حجر افروغی. [ ح َ ج َ رِ اَ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) حجر فروقیا. فرغیوس. لیثص فروغیوس. حجرالافروج. رجوع به حجرالافروج شود.

فرهنگ فارسی

حجر فروقیا فرغویس

جمله سازی با حجر افروغی

💡 خانه چه کنم بی رخش ای زلزله حجر برسرفکن این کلبه ویرانه ام امروز

💡 وزان سبب همه کس روی در حجر مالند که سختی از لب سنگین او ربود حجر

💡 گویا برای نخستین بار، منصور عباسی، حجر اسماعیل را با سنگ‌های سفید پوشانید. پس از آن در دوره مهدی عباسی و نیز هارون الرشید عباسی این سنگ‌ها تعویض و نو شد.

💡 حجر از فرط لطافت ز چه ناید به نظر گرنه جان ملکی با حجر آمیخته‌اند

💡 عرض ز فیض تو آن صاف جوهر است که شد صفای جوهر صافی بنزد آن چو حجر

💡 الا ای دیده تابان تو آن خورشید تابانی که از فیضت بر آرد لعل سیراب از حجر لاله

اسکل یعنی چه؟
اسکل یعنی چه؟
اورگیم یعنی چه؟
اورگیم یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز