حجاج جشمی

لغت نامه دهخدا

حجاج جشمی. [ ح َج ْ جا ج ِ ج َ ] ( اِخ ) رجوع به حجاج بن عبید شود.

جمله سازی با حجاج جشمی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ابن بابويه و شيخ طوسى به سانيد بسيار روايت كرده اند از يعقوب بن سليمان كهگفت: در ايام حجاج چون گرسنگى بر ما غالب شد، با چند نفر از كوفه بيرون آمديمتا آنكه به كربلا رسيديم و

💡 721- ارادتمندى، سعادتمندى  حجاج بن يوسف دو تن از دوستان على (عليه السلام ) را دستگير كرد به يكى از آنهاگفت: از على بيزارى بجو! او گفت:! اگر اين كار را نكنم تو چه خواهى كرد؟ حجاج گفت: به خداوند تو را مى كشم يا با بريدن دو دست يا دو پايت هر كدام را مى خواهى خودانتخاب كن.

💡 حجاج، واقعه كشتن عثمان را از اول تا آخر تقرير كرد و خير و شر آن را باز گفت.معاويه گفت: من خبر كشته شدن عثمان را شنيدم، اگر در روزقتل عثمان شاهد قضايا بودى مرا مطلع ساز كه چه كسانى عثمانم را كشتند؟

💡 گفتمش بازگشتی؟ گفت: خدای را کفیل خویش کرده بودم، چگونه بازنمی گشتم؟ براهش انداختم. زمانی که حجاج را چشم بر من افتاد گفت: اسیر کجاست؟ گفتمش: خداوند امیر را به صلاح دارد، بر در است.

💡 صادق آمد گفت او وز ماه دور افتاده‌ام چون حجاج گمشده اندر مغیلان فنا

قرین یعنی چه؟
قرین یعنی چه؟
ورژن یعنی چه؟
ورژن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز