حبه حلوه
لغت نامه دهخدا
( حبة حلوة ) حبة حلوة. [ ح َب ْ ب َ ت ُ ح ُل ْ وَ ] ( ع اِ مرکب ) داود ضریر انطاکی گوید: حبة حلوة. الانیسون. رجوع به حبةالحلوة شود.
جمله سازی با حبه حلوه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 پس از آنکه وجود گوزن زرد ایرانی در مناطق دز و کرخه خوزستان مسلم شد کانون وقت شکار صید در سال ۱۳۴۲ امکان زندهگیری و انتقال تعدادی از گوزنهای زرد ایرانی را به مناطق جدید مورد توجه جدی قرار داد. به دنبال آن گروه مجهزی از کانون صید و شکار با همکاری باغ وحش تهران به منطقه کرخه اعزام شدند این گروه با نصب تور زندهگیری حیوانات به ارتفاع ۳ متر و طول ۱۰۰۰ متر الی ۱۵۰۰ متر و با استفاده از نیروی انسانی ۴۰۰ کارگر پس از ۶ هفته تلاش موفق شدند تا چهار راس گوزن زرد (۲ ماده و ۲ نر) را در جنگل اکیپه روبروی جزیره حلوه واقع در ۱۱۸ کیلومتری اهواز و ۱۵ کیلومتری شوش زندهگیری نمایند. در اسفند ماه همان سال نیز همین گروه در مدت ۲۴ روز ۲ راس گوزن زرد دیگر (۱ نر و ۱ ماده) را زندهگیری نمودند که به باغوحش تهران منتقل شدند و سپس از آنجا به منطقه ای ۵۵ هکتاری در مازندران منتقل شدند.