لغت نامه دهخدا
جفا پسندیدن. [ ج َ پ َ س َ دَ ] ( مص مرکب ) ستم و جفا بر کسی روا داشتن.کسی را سزاوار و لایق ستم و ظلم دانستن:
به یک خرده مپسند بر وی جفا
بزرگان چه گفتند خذ ما صفا.سعدی ( بوستان ).
جفا پسندیدن. [ ج َ پ َ س َ دَ ] ( مص مرکب ) ستم و جفا بر کسی روا داشتن.کسی را سزاوار و لایق ستم و ظلم دانستن:
به یک خرده مپسند بر وی جفا
بزرگان چه گفتند خذ ما صفا.سعدی ( بوستان ).
ستم و جفا بر کسی روا داشتن کسی را سزاوار و لایق ستم و ظلم دانستن
💡 ز شاهان مرا دیده بر دیدن است ز تو داد و از ما پسندیدن است
💡 چو لاف عقل زنی، هیچ خودپسند مباش از آن که غایت جهل است، خود پسندیدن
💡 بدوخندید دل آهسته، کای دوست ز نیکان، خود پسندیدن نه نیکوست
💡 جفای او ز وفا بر دلم عزیزتر است نشان عشق پسندیدن جفا باشد
💡 آدمیت حسن گندم گون پسندیدن بود هر که باشد این مذاقش در حساب آدمی است