جان دره

لغت نامه دهخدا

جان دره. [ دَ رَ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان گورگ سردشت بخش سردشت شهرستان مهاباد. در 33 هزارگزی شمال سردشت و 6 هزارگزی شمال باختری شوسه سردشت بمهاباد واقع است محلی کوهستانی و هوای آن معتدل و سالم است و 213 تن سکنه دارد و آب آن از رودخانه سردشت تأمین میشود و محصول آن غلات، توتون، حبوبات و شغل اهالی زراعت و گله داری و صنایع دستی آنان جاجیم بافی و راه دهکده مالرو است. ( فرهنگ جغرافیایی ایران ج 4 ).

جمله سازی با جان دره

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 چو شمع گریه هرکس که آتشین باشد جز این که دست بشوید ز جان چه چاره کند

💡 ملك الموت گفت: آرى من ماءمورم هفت روز ديگر جان اين جوان را در همين جا بگيرم.

💡 شيطان ملعون هم، اين سياست را پياده مى كند تا زن و شوهر، پدر و فرزند، دو برادر،دو رفيق، دو طايفه، دو روستا، دو هم كار و هم كلاس را با هر شيوه و ترفندى كه مؤ ثرباشد به جان هم اندازد.

💡 فاطمه جان، تو را عيال كسى قرار داده ام كه از تمام مردم در مسلمان شدن مقدم بود وازهمه آنها عالم تر و در حلم وبردبارى اعظم آنهاست.

💡 یاد ایامی که بوی حق ز هر سو میوزید عقل و جان و هوش و دل زان بود معطر داشتم

💡 جان عراقی از جهان گشت ملول و بس حزین کاهوی او رمید از آن عادت چون پلنگشان

محتمل یعنی چه؟
محتمل یعنی چه؟
کصخل یعنی چه؟
کصخل یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز