لغت نامه دهخدا
( جامه آهاردار ) جامه آهاردار. [ م َ / م ِ ی ِ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) جامه ای که آهار خورده باشد. رجوع به آهار شود.
( جامه آهاردار ) جامه آهاردار. [ م َ / م ِ ی ِ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) جامه ای که آهار خورده باشد. رجوع به آهار شود.
( جامه آهار دار ) جامه ای که آهار خورده باشد
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در برابر خداى عز و جل نايستد كسى از شماها در حالى كه جامه بدن نما پوشيدهباشد.
💡 همانا، ملك الموت به رسول خدا (ص ) گفت: هيچاهل خانه اى و صاحب جامه اى در خشكى و دريا نيست، مگر اين كه من در هر روز پنج بارهنگام نماز از آنها مى گذرم.
💡 طارمی دان شرف این، که سپهرش شرف است جامه ی دان، علم آن، که فتوحش علم است
💡 امام فرمود: اين جامه هاى قيمتى را بردار بده به فرزند ديگرت تا برود براى آزادىبرادرش بكوشد، پس پنج جامه برد به او عطاء كرد كه هزار دينار قيمت داشت.
💡 در خواب بادى وزيد و عورتش مكشوف شد، سام فرزندش برخاست و جامه را بر عورتپدر انداخت و او را پوشانيد.
💡 طراز جامه شاهان همی بینم به نام تو بر اسبان برفکنده خلعتی زین و ستام تو