جام گردان کردن

لغت نامه دهخدا

جام گردان کردن. [ گ َ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) جام را به دور درآوردن. ساقیگری. جام باده دادن:
ساقیا پیش آر آن آب آتش فام را ( کذا )
جام گردان کن ببر غمهای بی انجام را.سوزنی.

فرهنگ فارسی

ساقی گری

جمله سازی با جام گردان کردن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 به شَه باز گردان که من بنده ام به خدمت کمر بسته تا زنده ام

💡 جسته ازین معرکه که گردان همه کرده رخ از مهلکه گردان همه

💡 سکونی به دست آور ای بی ثبات که بر سنگ گردان نروید نبات

💡 ای ز تو چرخ و فلک گردان شده صدهزاران دل ز تو حیران شده

💡 اگر مرده بستن تو را نام داد مرا چرخ گردان همه کام داد

خوار یعنی چه؟
خوار یعنی چه؟
هول یعنی چه؟
هول یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز