جابه جاگر
مترادفها
جابجا کننده، تغییر دهنده
فرهنگستان زبان و ادب
{commutator} [ریاضی] در مورد دو عنصر x و y از یک گروه، عنصر x-1y-1xy از آن گروه
جمله سازی با جابه جاگر
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 در دههٔ هفتاد میلادی رژیم بعث عراق در نزدیکی دیانا اردوگاهی برای اسکان راندهشدگان روستاهای کردنشین که توسط نیروهای صدام حسین جابهجا میشدند برپا کرد.
💡 حافظههای جانبی قابلحمل، مانند سی دی و فلش به این علت که بین سیستمهای زیادی جابهجا میشوند، حاوی برنامههای مخرب هستند.
💡 همچنین تاکسیهای برونشهری زیر نظر این پایانه به جابهجایی مسافر به شهرهایی همچون قوچان، اسفراین، جوین و… میپردازند.
💡 در میانه مارس ۲۰۱۷، پترو پروشنکو، رئیسجمهور اوکراین، فرمانی را دربارهٔ ممنوعیت موقت جابهجایی کالا به و از سرزمین تحت کنترل جمهوریهای خودخوانده دونتسک و لوهانسک امضا کرد به این معنی که از آن زمان اوکراین از حوضه زغالسنگ دونتس چیزی خریداری نمیکند.