تیمار زدن

لغت نامه دهخدا

تیمار زدن. [ زَ دَ ] ( مص مرکب ) تیمار کردن اسب را. ( یادداشت بخط مرحوم دهخدا ).

فرهنگ فارسی

تیمار کردن اسب را

جمله سازی با تیمار زدن

کنش حفاظتی محلول بیکلورید جیوه پیش از آن شناخته‌شده بود ولی کیان پیشنهاد کرد تا الوار چوب را برای تیمار در مخزنی حاوی یک محلول تصاعدی خورنده فروکنند.
مرا دلی ست ز تیمار بی دلی در وا معلق است به مویی چو ذره ای ز هوا
نداد و هم ندهد هیچ خلق را تیمار نکرد و هم نکند هیچ خلق را معجون
مرغکی عاشق آبست‌که بوتیمارش نام از آنست که پیوسته بود با تیمار
برای نخستین بار در تاریخ بلایای طبیعی ایران و توسط دیده‌بان حقوق حیوانات، تیمی متشکل از امدادگران جهت رسیدگی به امور حیوانات در مناطق زلزله‌زده آذربایجان شرقی در مرداد ۱۳۹۱ به این منطقه ارسال شد. اعزام این یگان با هدف جلوگیری از تقابل مضر بین انسان و حیوان، نجات، درمان و تیمار حیوانات رهیده از خطر مرگ، صورت پذیرفت،،
پلاسکو در آوریل ۲۰۱۰ برنامه‌ریزی را برای یک پروژه مشترک با گروه مهندسان بهداشتی زیست‌محیطی بیجینگ آغاز نموده‌است تا بتواند تسهیلات تولیدی با ظرفیت ۲۰۰ تن در روز را در بیجینگ ایجاد نماید. در صورتی که موفق باشد، می‌توان یک تسهیلات بزرگتر ۱۰۰۰ تن در روز را ایجاد نمود تا بدین ترتیب ۱۸۰۰۰ تن زباله‌های شهری تولید شده در هر روز در آن تیمار شود.
فال گیر
بیا فالت رو بگیرم!!! بزن بریم
روزگار
روزگار
ضیق وقت
ضیق وقت
اتی
اتی
فال امروز
فال امروز