لغت نامه دهخدا
توقی جستن. [ ت َ وَق ْ قی ج ُ ت َ ] ( مص مرکب ) دوری جستن. اجتناب کردن. حذر کردن: و از غائله فتن به خشوع و خضوع توقی جست. ( جهانگشای جوینی ).
توقی جستن. [ ت َ وَق ْ قی ج ُ ت َ ] ( مص مرکب ) دوری جستن. اجتناب کردن. حذر کردن: و از غائله فتن به خشوع و خضوع توقی جست. ( جهانگشای جوینی ).
دوری جستن اجتناب کردن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 توقی (درگز)، روستایی از توابع بخش لطفآباد شهرستان درگز در استان خراسان رضوی ایران است.
💡 عدم آسفالت جاده روستا توقی، باعث مشکل در رفت و آمد اهالی این روستا در فواصل مختلف سال شده است. همچنین کمبود گاز کشی از دیگر مشکلات این روستا است.