لغت نامه دهخدا
توشه جستن. [ ش َ / ش ِ ج ُ ت َ ] ( مص مرکب ) توشه خواستن. طلب توشه و زاد کردن:
از او توشه جست آن زمان شهریار
بدو گفت سالار، کای نامدار.فردوسی.
توشه جستن. [ ش َ / ش ِ ج ُ ت َ ] ( مص مرکب ) توشه خواستن. طلب توشه و زاد کردن:
از او توشه جست آن زمان شهریار
بدو گفت سالار، کای نامدار.فردوسی.
توشه خواستن. طلب توشه و زاد کردن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 (بياييد و از ديدار مادرتان توشه برگيريد، كه وقت فراق و لقاى بهشت است ).
💡 اینراه کعبه نیست که زادش توکل است این راه محشرست برو توشه ساز کن
💡 سـپـس رو به يارانش كرد و فرمود: اگر به آنها اجازه سخن گفتن داده شود حتما به شماخبر مى دهند كه بهترين زاد و توشه براى اين سفر پرهيزكارى است ).
💡 - و... بسيارى نمازهاى ديگر كه در كتب دعا مطرح است و علاقمندان به آنجا مراجعه كنند.در همينجا، اين نوشته را به پايان مى بريم، به اين اميد كه ره توشه آخرت و كارىمفيد براى خود و ديگران گردد.
💡 شوق کویت بیدلان را توشه ی آوارگی فکر وصلت مفلسان را مایه ی سوداگری
💡 بی جگر خوردن نگردد قطع صائب راه عشق توشه این راه از لخت جگر باید گرفت