لغت نامه دهخدا
تهمت پذیر. [ ت ُ م َ پ َ ] ( نف مرکب ) قابل تردید. انکارپذیر. تردیدپذیرنده: مبارکا خدایی که در سختی و نرمی احکام او تهمت پذیر نیست. ( تاریخ بیهقی چ ادیب ص 309 ). رجوع به تهمت و دیگر ترکیبهای آن شود.
تهمت پذیر. [ ت ُ م َ پ َ ] ( نف مرکب ) قابل تردید. انکارپذیر. تردیدپذیرنده: مبارکا خدایی که در سختی و نرمی احکام او تهمت پذیر نیست. ( تاریخ بیهقی چ ادیب ص 309 ). رجوع به تهمت و دیگر ترکیبهای آن شود.
قابل تردید انکار پذیر
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 1 تحقير و تهمت و عادى سازى جريان هاى مهم، شيوه ى طاغوت هاست. (فلناءتينّك بسحر مثله )
💡 نرگسم، نرگس، ندارم از طرب جز تهمتی نیست رنگی از شرابم، گرچه ساغر می زنم
💡 تاكنون كار خلافى از او نديده ام به خدا سوگند! او را از اين تهمت پاك مى دانم.
💡 علماى شافعى فرياد زدند: تهمت نزن كه تولّد شافعى روز وفات ابوحنيفه بود.
💡 به هر افسردگی از تهمت بیدردی آزادم چو تار ساز در هر جا که باشم ناله بر دوشم
💡 تهمت دزد برزنم هر که نشانت آورد کاین ز کجا گرفتهای آن ز کجا خریدهای