لغت نامه دهخدا
تندی زدن. [ ت ُ زَ دَ ] ( مص مرکب ) سخت اثر کردن:
چو بر شاپور تندی زد خمارش
ز رنج دل سبک تر گشت بارش.نظامی.
تندی زدن. [ ت ُ زَ دَ ] ( مص مرکب ) سخت اثر کردن:
چو بر شاپور تندی زد خمارش
ز رنج دل سبک تر گشت بارش.نظامی.
سخت اثر کردن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 خانهٔ وزیر اعظم بهطور معمول نزدیک کاخ شاه بود تا در صورت نیاز به گرفتن دیدگاه شاه در رایگیری به تندی بتواند به شاه برسد..
💡 من کیم تا با تو ای آتشطبیعت سر کنم شعله را در پیچ و تاب آرد ز تندی خوی تو
💡 با این حال، علت اصلی فروپاشی دولت نادری را باید در استبدادِ خشن، بدونوقفه و همهجانبهٔ نادر دید که حتی لحظهای حاضر نشد از سختی و تندی آن ذرهای بکاهد.
💡 بسوزی هر چه هست، ای باد، اگر آن سو رسی، اما به تندی نگذری زنهار بر رویی که من دانم
💡 مسافتی که توسط یک ذره پیموده میشود، هرگز نسبت به زمان کاهش نمییابد. پس ds/dt نامنفی است و بهطور ضمنی بهدست میآید که تندی نیز کمیتی نامنفی است.
💡 بس که تندی کرد با پهلونشینان خوی تو تیغ می لرزد چو برگ بید در پهلوی تو!