لغت نامه دهخدا
تفحص کنان. [ ت َ ف َح ْ ح ُ ک ُ ] ( ق مرکب ) در حال جستجو. درحال پژوهش: از خانه بیرون آمد تفحص کنان، که طبیب عشق را دکان کدام است. ( سندبادنامه ص 184 ).
تفحص کنان. [ ت َ ف َح ْ ح ُ ک ُ ] ( ق مرکب ) در حال جستجو. درحال پژوهش: از خانه بیرون آمد تفحص کنان، که طبیب عشق را دکان کدام است. ( سندبادنامه ص 184 ).
در حال جستجو
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ای همنفس تفحص حالم چه میکنی خودرا چرا به بیهده محزون کند کسی
💡 حاكم: بسيار خوب، من تحقيق و تفحص مى كنم، ببينم تهمت است يا واقعيت دارد.
💡 ژولیده خاسته ست، تفحص کن، ای رقیب کاندم که خفته پهلوی جانان من که بود؟
💡 آهنگ برون داری، آب است به ره، ای چشم زین راه تفحص کن خشک است زمین یا تر
💡 ۱۹۲۶ : تفحص و مطالعه ساحات باختر وآغاز نخستین مطالعات وکاوش در ساحه هده
💡 راضی نمی شود به دل و دیده هجر او این دزد در تفحص کالای دیگرست