تفحص کنان

مترادف‌ها

جستجوگران، کاوشگران

لغت نامه دهخدا

تفحص کنان. [ ت َ ف َح ْ ح ُ ک ُ ] ( ق مرکب ) در حال جستجو. درحال پژوهش: از خانه بیرون آمد تفحص کنان، که طبیب عشق را دکان کدام است. ( سندبادنامه ص 184 ).

فرهنگ فارسی

در حال جستجو

جمله سازی با تفحص کنان

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 ای همنفس تفحص حالم چه میکنی خودرا چرا به بیهده محزون کند کسی

💡 حاكم: بسيار خوب، من تحقيق و تفحص مى كنم، ببينم تهمت است يا واقعيت دارد.

💡 ژولیده خاسته ست، تفحص کن، ای رقیب کاندم که خفته پهلوی جانان من که بود؟

💡 آهنگ برون داری، آب است به ره، ای چشم زین راه تفحص کن خشک است زمین یا تر

💡 ۱۹۲۶ : تفحص و مطالعه ساحات باختر وآغاز نخستین مطالعات وکاوش در ساحه هده

💡 راضی نمی شود به دل و دیده هجر او این دزد در تفحص کالای دیگرست

💡 کارآگاهان و تفحص کنان با دقت بسیار زیاد، تمام شواهد موجود در صحنه جرم را برای پیدا کردن سرنخ‌های اصلی بررسی کردند.

💡 تیم‌های متخصص و تفحص کنان محیط، در حال جستجوی دقیق زیر آوارها بودند تا هیچ نشانی از بازماندگان حادثه از قلم نیفتد.

💡 تفحص کنان پرونده‌های مالی، با بررسی دقیق اسناد و مدارک، توانستند تقلب‌های گسترده‌ای را که توسط مدیران شرکت انجام شده بود، کشف کنند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران