لغت نامه دهخدا
تره شیر. [ ت َ رَ / رِ ی ِ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) تره ای است که بغایت تلخ بود. ( فرهنگ جهانگیری ) ( فرهنگ رشیدی ).تره ای باشد شبیه تبرخون ( ترخون ) لیکن به غایت تلخ است. ( برهان ) ( انجمن آرا ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ).
تره شیر. [ ت َ رَ / رِ ی ِ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) تره ای است که بغایت تلخ بود. ( فرهنگ جهانگیری ) ( فرهنگ رشیدی ).تره ای باشد شبیه تبرخون ( ترخون ) لیکن به غایت تلخ است. ( برهان ) ( انجمن آرا ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ).
تره ایست که بغایت تلخ بود ٠ تر. باشد شبیه تبرخون لیکن به غایت تلخ است ٠
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 نشاط طبع بحدی که نشنود دانا بجز ترانه اطفال و ترهات ندیم
💡 پس خوشی میخورد بی نان تره او مینشد از جای خود یک ذره او
💡 همین قوم را از طمع می نماید ز نان دوستی تره بر روی نان گل
💡 هرکه واصل شد برست از ترهات شه رخی زد این جهان را کرد مات
💡 عطای ابر فلک چون کفت بود هیهات ز تره فرق توان کرد من و سلوی را
💡 عاشقی کز عشق یزدان خورد قوت صد بدن پیشش نیرزد ترهتوت