لغت نامه دهخدا
تراش زدن. [ ت َ زَ دَ ] ( مص مرکب ) تراشیدن و ستردن موی. ( آنندراج ):
خط را زدی تراش و جهان در ندامت است
مصحف سپید گشت نشان قیامت است.عبدالرزاق فیاض ( از آنندراج ).
تراش زدن. [ ت َ زَ دَ ] ( مص مرکب ) تراشیدن و ستردن موی. ( آنندراج ):
خط را زدی تراش و جهان در ندامت است
مصحف سپید گشت نشان قیامت است.عبدالرزاق فیاض ( از آنندراج ).
بمعنی تراشیدن و ستردن موی.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 يكى از بزرگان گفته است: (اگر مى خواهى خط و نگاره تو، خوش و زيبا گردد،خانه قلم (يعنى از مبداء تراش تا زبان و نوك آنرا) بلند و درشت گردان. و نوك وزبان آنرا اندكى متمايل به راست قطع كن )(493).
💡 سپهر، کورا بر زیر پای دندانست کند همیشه ازین در تراش چون رنده
💡 3- دين تراش ودين ساز، با كافر در يك رديف هستند. (افترى، كذّب )
💡 انسان خدا را مى بيند، اجتاع، محله، دوست، شرق و غرب بهانه است.اينها موانع اصلىنيستند، انسان خود مانع و مانع تراش است و انسان بايد مرد خدا شود تاز خدا، خدا رابخواهد اگر انسان نمى تواند با خدا سر و كار داشته باشد،لااقل با دوستان و خلفاى خدا دوستى كند.
💡 این بنا از حیث جنس ساختمان با دو نوع مصالح مقاومت ساخته شدهاست. ضلع شمالی آن که در امتداد بازر قدیمی خوی قرار دارد با آجر ساخته شده ولی سمت جنوبی بنا از سنگهای تراش خاکستری و سیاه میباشد که به صورت ترکیبات موزون و هماهنگ نماسازی شدهاست. این بنا در حال حاضر مورد استفاده قرار نمیگیرد.
💡 از لب شیرین تراش بوس کردی کوه کن گر توانستی دل بی رحم او را چاره ساخت