تباهی اوردن

لغت نامه دهخدا

( تباهی آوردن ) تباهی آوردن. [ ت َ وَ دَ ] ( مص مرکب ) فساد انداختن:
شه چو ظالم بود نپاید دیر
زود گردد بر او مخالف چیر
رخنه در پادشاهی آرد ظلم
در ممالک تباهی آرد ظلم.سنایی.

فرهنگ فارسی

( تباهی آوردن ) ( مصدر ) فساد انداختن.

جمله سازی با تباهی اوردن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 هرکه در بحر غم از بی‌لنگری طوفان کند کشتی دل را به گرداب تباهی می‌دهد

💡 در قرآن کریم دو راه پیش‌بینی شده‌است که یکی انسان را به سر منزل مقصود و بهشت ابدی می‌رساند و دیگری مقصدش گمراهی و تباهی و نهایت دوزخ است. از این دو راه به نجدین، خیر و شر، رشد و غی، حق و باطل تعبیر شده‌است و کسانیکه در هریک از این مسیر قرار می‌گیرند تحت عناوین زیر هستند:

💡 تا زلف توام باز نوازد به نسیمی چون شعلهٔ لرزندهٔ شمعم به تباهی

💡 بیا شام و بخور خوردی که خواهی کم و بسیار نه، کآرَد تباهی

💡 پروردهٔ آن گوهر پاکی که ز اضداد بر پایهٔ جاهش نرسد دست تباهی

الشهور یعنی چه؟
الشهور یعنی چه؟
کس کش یعنی چه؟
کس کش یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز