واژه «بیغاره زدن» در زبان فارسی ترکیبی فعلی با بار معنایی ادبی است که به معنای سرزنش کردن، طعنه زدن، نکوهش نمودن و خرده گرفتن از کسی یا چیزی به کار میرود. این ترکیب از «بیغاره» به معنای ملامت، سرزنش یا طعنه و فعل «زدن» ساخته شده است و در مجموع کنشی را بیان میکند که طی آن فردی با گفتار یا رفتار خود دیگری را مورد نکوهش، تحقیر لفظی یا اعتراض همراه با طعنه قرار میدهد. در متون کهن فارسی، این عبارت اغلب در زمینههای اخلاقی، اجتماعی و ادبی به کار رفته و نشاندهنده نوعی برخورد زبانی تند و انتقادی است که ممکن است با هدف اعتراض، سرزنش یا آشکار کردن خطاهای فرد مقابل انجام شود. از نظر معنایی، «بیغاره زدن» تنها یک انتقاد ساده نیست، بلکه شامل لحن ملامتآمیز و گاه همراه با تندی و سرزنش آشکار است که میتواند بار احساسی و ادبی قابل توجهی داشته باشد. در شعر و نثر کلاسیک فارسی، این ترکیب برای توصیف موقعیتهایی به کار میرود که در آن شخصی به سبب رفتار یا گفتار دیگری، او را مورد نکوهش قرار میدهد و با لحنی انتقادی و گاه گزنده با او سخن میگوید. این واژه در آثار ادبی، کاربرد داشته و اغلب در فضایی به کار رفته که روابط انسانی همراه با نقد، اعتراض یا سرزنش بیان میشود. از نظر کارکرد زبانی، «بیغاره زدن» نمونهای از ترکیبهای فعلی در فارسی است که معنای یک کنش زبانی و رفتاری مشخص را منتقل میکند. به طور کلی، این عبارت به معنای طعنه زدن، سرزنش کردن و نکوهیدن فردی به دلیل رفتار یا گفتار او است و در زبان ادبی فارسی جایگاهی قدیمی و پرکاربرد دارد.
بیغاره زدن
لغت نامه دهخدا
بیغاره زدن. [ رَ / رِ زَ دَ ] ( مص مرکب ) طعن زدن. نکوهیدن:
خاقانی را همیشه بیغاره زنی
هم نیش بجان او چو جراره زنی.خاقانی.
فرهنگ فارسی
طعن زدن. نکوهیدن.