بید تبری
لغت نامه دهخدا
بید تبری. [ دِ ت َ ب َ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) بید موله و در شرفنامه یکی از اقسام هفده گانه بید است که بید مشک نیز گویند. ( فرهنگ رشیدی ). بید معروف است و تبری منسوب به تبرستان و گفته اند بیدبر هفده گانه است و این یکی از آن هفده گانه است. و بعضی بمعنی بید موله و بعضی بمعنی بید مشک گفته اند. ( انجمن آرا ) ( آنندراج ):
مجلس بزم بیارای که آراسته اند
نقش بندان طبیعت رخ گلبرک طری
همچو مستان صبوحی همه افتان خیزان
شاخهای سمن تازه و بید تبری.ظهیرالدین فاریابی.و رجوع به بید طبری شود.
فرهنگ فارسی
یعنی بید موله و در شرفنامه یکی از اقسام هفده گان. بیدست که بیدمشک نیز گویند ٠
جمله سازی با بید تبری
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 درخت جور و ستم، هیچ برگ و بار نداشت اگر که دست مجازات، میزدش تبری
💡 ره تبری به منزلی تا کنی سفر ز خود میطلبی ز گمرهی از دگری خبر ز خود
💡 از قوم طبری با نامهای تپوری، تپیری، تیپار، تیبارین، تیبرانی، تبری و طبریان یاد شدهاست.
💡 در فرهنگ واژگان تبری زیر عنوان مشدی آمده: «از منظومههای موسیقیائی و حماسی مازندران»
💡 فهرست مناطقی که در ایران، نام آنها برگرفته از نام قوم تبری (طبری) است به شرح زیر است: