لغت نامه دهخدا
بول الابل. [ ب َ لُل ْ اِ ب ِ ] ( ع اِ مرکب ) نام گیاهی است. ( ناظم الاطباء ). || قرصی است که از صن الوبر و بول شتر ترتیب دهند. ( تحفه حکیم مؤمن ). و رجوع به لکلرک ج 1 ص 292 شود.
بول الابل. [ ب َ لُل ْ اِ ب ِ ] ( ع اِ مرکب ) نام گیاهی است. ( ناظم الاطباء ). || قرصی است که از صن الوبر و بول شتر ترتیب دهند. ( تحفه حکیم مؤمن ). و رجوع به لکلرک ج 1 ص 292 شود.
نام گیاهی است. یا قرصی است که از صن الوبروبول شتر ترتیب دهند.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 قرآن مراتب دارد، هفت بطن يا هفتاد بطن از براى قرآن است، از اين بطونتنزل كرده است تا رسيده است به جايى كه با ما مى خواهد صحبت كند، خدا خودش را باشتر معرفى مى كند: ((افلا ينظرون الى الابل كيف خلقت )).(585)
💡 الى ان قام ثالث القوم نافجا حضنيه بين نثيله و معتلفه، و قام معه بنو ابيهيخضمون مال الله خضم الابل نبتة الربيع.
💡 عبدالمطلب گفت: ( انا رب الابل و للبيت رب ): من پروردگار شترم و خانه راپروردگارى است. عبدالمطلب به مكه بازگشت و به مردم دستور داد كه شهر را خالىكنند و به كوههاى اطراف بروند.
💡 امام باقر (عليه السلام ) مى فرمايد: خبر رسيد به من كه پيغمبر خدا (صلى الله عليهوآله ) ده ها شتر از محل صدقات به چندين نفر از بزرگان و اشراف عرب به خاطرتاءليف قلوب و نرم دلى آنان به اسلام عطا كرد، به يكى از آنها تا صد شتر مرحمتفرمود بلغنى ان رسول الله (صلى الله عليه وآله ) كان يعطىالرجل منهم مائة منن الابل. (202)
💡 (سراح ) در اصل از ماده (سرح ) (بر وزن شرح ) به معنى گياه و درختى است كهبرگ و ميوه دارد، و سرحت الابل يعنى شتر را رها كردم تا از گياهان