لغت نامه دهخدا
بهرمان قدح. [ ب َ رِ ن ِ ق َ دَ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) کنایه از شراب لعلی. ( انجمن آرا ).
بهرمان قدح. [ ب َ رِ ن ِ ق َ دَ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) کنایه از شراب لعلی. ( انجمن آرا ).
کنایه از شراب لعلی.
💡 حاجیآباد یک روستا در ایران است که در دهستان بهرمان شهرستان رفسنجان واقع شدهاست.
💡 وز نسیم دولت او بر درخت و برزمین عقدهای بهرمان و فرش بوقلمون بود
💡 وان کمر کز تاب لعل و آب یاقوتش شدی آب گردون آتش و نیلوفر او بهرمان
💡 دو لبش چون بهرمان آمد ولی نه بهر ما گشت اشگ دیده در هجرش برنگ بهرمان
💡 تلمبه روزکوه رو یک منطقهٔ مسکونی در ایران است که در دهستان بهرمان واقع شدهاست.
💡 تازیم از بهر آن ضعیف مانده به جای ز عجز چون صورتی ریخته بر بهرمان