لغت نامه دهخدا
بلندسالی. [ ب ُ ل َ ] ( حامص مرکب ) سالمندی. سالداری. ( یادداشت مرحوم دهخدا ). کِبَر، در عربی به زادبرآمدگی و بلندسالی را گویند. ( از برهان ).
بلندسالی. [ ب ُ ل َ ] ( حامص مرکب ) سالمندی. سالداری. ( یادداشت مرحوم دهخدا ). کِبَر، در عربی به زادبرآمدگی و بلندسالی را گویند. ( از برهان ).
سالمندی. سالداری. کبر. در عربی به زاد بر آمدگی بلند سالی را گویند.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 اى مردم ! هر كس به من خدمتى نموده يا نيكى كرده و يا منتى بر من دارد، بلند شود تاپاداشش دهم.
💡 على (ع ) در حالى كه از عمر شريفش هنوز بيست و چندسال نگذشته بود از جاى بلند شد و به پيامبر عرض كرد:
💡 شاه و گدا به دیده دریادلان یکی است پوشیده است پست و بلند زمین در آب
💡 جايى بلند است كه دست احدى به آن نرسد و ديدگان را توان بافتنش نيست.
💡 چون شیونی یان همدمی ما نگرفتند از محفل ما نغمه ی ناهید بلند است
💡 روزگار او را نسازد پست همچون فرخی هر که با طبع بلند و همت مردانه بود