بلغار اندرونی. [ ب ُ رِ اَ دَ ] ( اِخ ) مشرق وی مِروات است و جنوب وی دریای گزر است و مغرب وی صقلاب است و شمال وی کوه روس است. و این ناحیتی است که اندر وی هیچ شهری نیست، و مردمانی دلیرند و جنگی و باهیبت، و طبعایشان به آن ترکانی ماند که به ناحیت خزر نزدیک اند،و ایشان را با همه روسیان جنگ است و با همه که از گرد ویست بازرگانی کنند و خداوندان گوسپندان و سلاح وآلات حرب اند. ( حدود العالم ). و رجوع به بلغار شود.
فرهنگ فارسی
مشرق وی مروات است و جنوب وی دریای گزر است و مغرب وی صقلاب است و شمال وی کوه روس است٠ و این ناحیتی است که اندر وی هیچ شهری نیست و مردمانی دلیر اند و جنگی و با هیبت و طبع ایشان به آن ترکانی ماند که به ناحیت خزر نزدیک اند و ایشان را با هم. روسیان جنگ است و با همه که از گرد ویست بازرگانی کنند و خداوندان گوسپندان و سلاح و آلات حرب اند ٠
جمله سازی با بلغار اندرونی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 با اینهمه کز چشم من افتاد، دلم با اوست که یار اندرونی من است
💡 با توجه به کار و طراحی خانه،حیاطها به اندرونی و بیرونی تقسیم شدهاست.خانههای یک حیاطه نوع رایج در یزد
💡 از باشگاههایی که در آن رکاب زدهاست میتوان به تیم اسکای، آژ۲آر لا موندیال، و اندرونی جوکاتولی–سیدرمک اشاره کرد.
💡 در هوای قبه ی سقف تو می گردد سپهر روز و شب گرد جهان با اندرونی آتشین
💡 زیر مهر پادشاه زری در آرد روزگار گر نفاق اندرونی پاک آید در عیار
💡 ز مهرش صبح دم میزد دم مرا شد صدق او روشن که صدق اندرونی را توان دانست از سیما