لغت نامه دهخدا
بقتل رسانیدن. [ ب ِ ق َ رَ / رِ دَ ] ( مص مرکب ) اعدام کردن. کشتن. و رجوع به قتل شود.
بقتل رسانیدن. [ ب ِ ق َ رَ / رِ دَ ] ( مص مرکب ) اعدام کردن. کشتن. و رجوع به قتل شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 گُل یا شکوفه ساختار زایشی در گیاهان گلدار یا نهاندانه است. کارکرد زیستشناختی گل به هم رسانیدن سلول زایشی نر (اسپرم) و سلول زایشی ماده (تخمزا) است. این فرایند با گردهافشانی توسط حشرات، باد یا آب میانجامد. از لقاح به تشکیل دانه میانجامد که موجب لقاح میشود. گل برای روحیهٔ انسانها بسیار مؤثر هستند.
💡 کسروی در جای دیگر بر شخصیت دلاور و مبارز حاجی مراغهای و همفکرانش تأکید میکند: «تنها به چاپ رسانیدن چنین کتابی در آن زمان انگیزه نابودی چاپکننده توانستی بود. این نه نیک است که به رشک نیکیهای کسان را نپذیریم.»
💡 و البته روا نباشد که مقیم مر مسافر را به سلامگری اهل دنیا برد و یا به ماتمها و عیادتهای ایشان و هر مقیمی را که از مسافران این طمع بود که ایشان را آلت گدایی خود سازد و از این خانه بدان خانه میبردشان، خدمت ناکردن وی مر ایشان را اولیتر از آن که آن ذُلّ بر تن ایشان نهادن و رنج به دل ایشان رسانیدن.