بریشم نوازی
لغت نامه دهخدا
بریشم نوازی. [ ب َ ش َ ن َ ] ( حامص مرکب ) نواختن بریشم. عمل بریشم نواز. ( فرهنگ فارسی معین ).
فرهنگ فارسی
نواختن بریشم عمل بریشم نواز
جمله سازی با بریشم نوازی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 تا می ناب ننوشی نبود راحت جان تا نبافند بریشم خز و دیبا نشود
💡 نام صنمی که می نبینم بازش ببسای بریشم و بزن بر سازش
💡 شهاب دسته و کفّ الخضیب پنجۀ او بریشم از مه نو کاسه از قمر دیدم
💡 خری ماند اکنون بنه برنهید بسازید رود و بریشم دهید
💡 هلا چند مانی درین گور تاری چو کرم بریشم بزندان فیلج
💡 سه نگردد بریشم ار او را پرنیان خوانی و حریر و پرند
💡 هنر بریشم نوازی و ظرافت در کار با تارهای ابریشم، نیازمند صبر بسیار زیاد و مهارتهای دست بسیار بالا در میان هنرمندان قدیمی است.
💡 در کارگاههای سنتی، استادان با تجربه در زمینه بریشم نوازی، آموزشهای لازم را به شاگردان خود برای حفظ این هنر ارزشمند میدهند.
💡 دقت در بریشم نوازی باعث میشود که پارچههای تولید شده دارای بافتی بسیار نرم، یکدست و بسیار باشکوه برای استفاده در لباسهای سلطنتی باشد.