لغت نامه دهخدا
( بری ءالساحة ) بری ءالساحة. [ ب َ ئُس ْ سا ح َ ] ( ع ص مرکب ) بی گناه. که ساحت وی از گناه پاک است:
خو نکردستم به مهجوری مران زین ساحتم
حق همی داند بری ءالساحتم من کل باب.انوری.
( بری ءالساحة ) بری ءالساحة. [ ب َ ئُس ْ سا ح َ ] ( ع ص مرکب ) بی گناه. که ساحت وی از گناه پاک است:
خو نکردستم به مهجوری مران زین ساحتم
حق همی داند بری ءالساحتم من کل باب.انوری.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 قال النبیّ (ص): «من سجد اللَّه سجدة فقد بریء من الکبر».
💡 باد ز قاطع بری عطیه ی عمرت تا بود از کدخدا رونق هیلاج
💡 هستم امرت را به جان فرمان بری کی توانم دیدنت با دیگری
💡 از چپ و راست جنس وهب و عمل هر چه آید بری ز نقص و خلل
💡 وگر چو عنبر بر آتشم بسوزی پاک مدیح یابی از من چو بری از عنبر
💡 جانم به مرادِ دل رسیدست امشب بر سیم بری سری کشیدست امشب