لغت نامه دهخدا
برهم نشاندن. [ ب َ هََ ن ِ دَ ] ( مص مرکب ) برهم نشانیدن. یکی را بر زبر دیگری گذاشتن. ( یادداشت دهخدا ). اِلباد. ( تاج المصادر بیهقی ). تَراکب. ( ترجمان القرآن جرجانی ). تَلبید. رَکم. ( تاج المصادر بیهقی ).
برهم نشاندن. [ ب َ هََ ن ِ دَ ] ( مص مرکب ) برهم نشانیدن. یکی را بر زبر دیگری گذاشتن. ( یادداشت دهخدا ). اِلباد. ( تاج المصادر بیهقی ). تَراکب. ( ترجمان القرآن جرجانی ). تَلبید. رَکم. ( تاج المصادر بیهقی ).
برهم نشانیدن یکی را بر زیر دیگری گذاشتن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 و در زيـارت مخصوصه حضرت امير المومنين عليه السلام در روز عيد غدير چنين آمده است:() و اشهد انك لم تزل للهوى مخالفا و للتقى محالفا، و على كظم الغيظ قادرا، و عنالنـاس عـافـيـا غـافـرا (و گـواهى مى دهم كه تو اى امير مومنان پيوسته با هواى نفسمـخالف، و با تقوى ملازم و متعهد بودى، و بر حلم و فرو نشاندن خشم وغضب توانا مىنمودى: و از بديهاى مردم نيز راه غفران و عفو مى پيمودى ).
💡 خـشـونـت در بـحـث، بـرتـرى جـوئى، تـحـقـيـر طـرفمـقـابـل، اظهار كبر و غرور، عدم احترام به افكار ديگران، و عدم صميميت در بحثها همه ازامـورى اسـت كه باعث شكست انسان در بحث مى شود، لذا در مباحث اخلاق اسلامى بحثى تحتعـنـوان تـحـريم (جدال ) و (مراء) مى بينيم كه منظور از آن بحثهائى است كه در آنروح حـقـجـوئى و حـقـطـلبى نباشد، بلكه هدف از آن پرخاشگرى و برتريطلبى و بهكرسى نشاندن سخن خويش است !
💡 از سوى ديگر، وقتى غرض از خليفه نشاندن در زمين، تسبيح و تقديس بآن معنا كهگفتيم حكايت كننده و نمايشگر صفات خدائى تو باشد، از تسبيح و حمد و تقديس خود ماحاصل است، پس خليفه هاى تو مائيم، و يا پس ما را خليفه خودت كن، خليفه شدن اينموجود زمينى چه فايده اى براى تو دارد؟.
💡 برای اینکه حجم کابلهای پست که بخش فراوانی از هزینه سراسری پست را میبرگیرد کاهش یابد، ایده نشاندن کنترلکنندهها در جایگاه و در نزدیکی کالاهای فشار قوی بازگفته شدهاست.
💡 اى رهروان ! هر چه فرو نشاندن ((شهوت ))، فرو نشاندن ((كينه )) و فرو نشاندن((فريب )) است، ((ذات بيمرگ )) خوانده مى شود. اين راه هشتگانه عالى خود راهى استكه به بيمرگى مى انجامد....