لغت نامه دهخدا
بردی بیک محمد. [ب ِ ب َ م ُ ح َم ْ م َ ] ( اِخ ) یازدهمین از خانان گوگ اردو یا خانان دشت قبچاق غربی از خاندان باتو. از 758 تا 760 هَ. ق. ( ترجمه طبقات سلاطین اسلام لین پول ).
بردی بیک محمد. [ب ِ ب َ م ُ ح َم ْ م َ ] ( اِخ ) یازدهمین از خانان گوگ اردو یا خانان دشت قبچاق غربی از خاندان باتو. از 758 تا 760 هَ. ق. ( ترجمه طبقات سلاطین اسلام لین پول ).
یازدهمین از خانان گوگ ادو یا خانان دشت قبچاق غربی از خاندان باتو از ۷۵۸ ه. ق تا ۷۶٠.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 جز اینکه خود دلش از کف به عشوهای بردی تو و خدا که دگر چیست جرم بیدل ما؟
💡 چنان از حال خویشم بردی ای بیگانهوَش بیرون که در خیل اسیران دیدی و نشناختی بازم
💡 پس از آن گئومات مغ برخاست و مردم را فریب داد که من بردی، پسر کوروش، برادر کمبوجیه، هستم.
💡 من گرفتم که قمار از همه عالم بردی دست آخر همه را باخته میباید رفت
💡 به رخسار و جبین و روی و عارض بردی ای دلبر فروغ از صبح و نور از روز و عکس از ماه و تاب از خور
💡 دو سال بعد در سال ۸۳ نسخهٔ بهینهٔ فاتح ۱۱۰ آزمایش شد. این موشک که بردی معادل ۲۵۰ کیلومتر دارد برای صادرات نیز قرار داده شده است.