بحاصل کردن

لغت نامه دهخدا

بحاصل کردن. [ ب ِ ص ِ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) حاصل کردن. ( آنندراج ). رجوع به حاصل شود.

فرهنگ فارسی

حاصل کردن.

جمله سازی با بحاصل کردن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 هر آنکس را که بخشیدند آن دل مراد او شود یک سر بحاصل

💡 مرا مقصود حقّست و نه باطل که مقصود از حقم آید بحاصل

💡 تو مقصود خود از من کن بحاصل که من دیدارم و همراز مشکل

💡 می عشق اندر این خمخانهٔ دل کجا گردد یقین بیشک بحاصل

💡 ایزد کام تو بحاصل کناد ما رهیانرا شب و روز این دعاست

💡 تو گفتی نی همه او گفت در دل که تا مقصود او گردد بحاصل

خویش یعنی چه؟
خویش یعنی چه؟
کف پا یعنی چه؟
کف پا یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز