بجلد رفتن

لغت نامه دهخدا

بجلد رفتن. [ ب ِ ج ِ رَ ت َ ] ( مص مرکب، کنایه ) ( به جلد چیزی رفتن یاکسی رفتن ) در پوست کسی یا چیزی شدن. متشکل به شکل او شدن. ( آنندراج ). در جامه کسی درآمدن:
هرجا حدیث طره جانانه می رود
موج هوا به جلد پریخانه می رود.تأثیر.- شیطان بجلد کسی رفتن؛ ناسازگاری و بدخلقی آغاز کردن آن کس.

فرهنگ فارسی

در پوست کسی یا چیزی شدن متشکل به شکل.

جمله سازی با بجلد رفتن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 شدم بجلد سگانش که پاسبان نشناخت گهی چو خواب بچشمان پاسبان رفتم

💡 دل بیدار بجلدی برد انسان که عقاب صید گنجشک کند طره چو آرد در تاب

💡 گر بجلد سگ لیلی نروم چون مجنون سوی دیگر حشم از خیمه لیلا نرویم

میسترس یعنی چه؟
میسترس یعنی چه؟
تورمالین یعنی چه؟
تورمالین یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز