بته مرده

لغت نامه دهخدا

بته مرده. [ ب ُ ت َ / ت ِ م ُ دَ / دِ ] ( ص مرکب ) میوه که بته آن پژمرده شده باشد. حاصلی که اصل و ریشه آن خشکیده و برگ و شاخه اش پژمرده گردد. میوه هایی چون هندوانه و خربزه و خیار و کدو که پیش از چیدن به بته آن آفتی رسیده یا بی آب مانده و ازین رو میوه چون آبخستی شده باشد. ( یادداشت مؤلف ). چون هندوانه بته مرده.

فرهنگ فارسی

میوه که بته آن پژمرده شده باشد

جمله سازی با بته مرده

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 گفت: کاشکی خفته بودی که خفته را بجنبانی بیدار گردد. دلهای شما مرده است که هرچند می‌جنبانی بیدار نمی‌گردد.

💡 خداوند حاجتى را كه مرده درباره آن بسيار دعا كند، روا بشود يا نشود، مبارك كرده است

💡 - اين مريض، يا مرده است، و يا تا بخواهيد ايشان را از قم به يزد بياوريد مى ميرد!

💡 ای مرده‌ای که در تو ز جان هیچ بوی نیست رو رو که عشقِ زنده‌دلان مرده‌شوی نیست

💡 ما همی از زنده‌ گوییم او همی از مرده‌ گفت آنِ ما یکسر عیان است آنِ او یکسر خبر!؟

💡 و به آنها كه در راه خدا كشته مى شوند مرده نگوئيد، بلكه آنان زنده اند، ولى شما نمى فهميد.

الشهور یعنی چه؟
الشهور یعنی چه؟
میلف یعنی چه؟
میلف یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز