لغت نامه دهخدا
بام سست. [ س ُ ] ( ص مرکب ) که بام نااستوار دارد. که بام استوار و محکم ندارد. || مجازاً آدم غیرمحکم و سست اخلاق. ( فرهنگ لغات عامیانه جمالزاده ).
بام سست. [ س ُ ] ( ص مرکب ) که بام نااستوار دارد. که بام استوار و محکم ندارد. || مجازاً آدم غیرمحکم و سست اخلاق. ( فرهنگ لغات عامیانه جمالزاده ).
که بام استوار و محکم ندارد
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 برآ، برای خدا، همچو مه به بام و نظر کن ببین چگونه مرا میکشند زار برایت؟!
💡 روزنی جز زخم تیرش در سرای تن مباد غیر داغ حسرتش تا بام آن روزن مباد
💡 سارگو شهری در شهرستان کونگوسی در استان بام در بورکینافاسوی شمالی است و جمعیت آن ۱۶۳۸ نفر است.
💡 تا بپوشم بیدل آنگنجیکه در دل داشتم عالم ویرانی از بام و درم گل کرد و ریخت
💡 بیسا شهری در شهرستان سابسه در استان بام در بورکینافاسوی شمالی است و جمعیت آن ۸۳۳ نفر است.
💡 ساقی به سوی جام رو ای پاسبان بر بام رو ای جان بیآرام رو کان یار خلوت خواه شد