لغت نامه دهخدا
باغ سفیددار. [ غ ِ س ِ ] ( اِخ ) نام باغی بوده است به هرات: بعد از سه سال باز او را [ مولانا ایازی را ] در باغ سفیددار دیدم که شعر خود را بر مردم مجلس میخواند. ( از مجالس النفایس ص 217 ).
باغ سفیددار. [ غ ِ س ِ ] ( اِخ ) نام باغی بوده است به هرات: بعد از سه سال باز او را [ مولانا ایازی را ] در باغ سفیددار دیدم که شعر خود را بر مردم مجلس میخواند. ( از مجالس النفایس ص 217 ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ایسپی داران نامی باستانی، که ریشه اصلی آن زبان پارتی (پهلوی اشکانی) میباشد و این زبان یکی از زیر شاخههای زبان باستانی پهلوی است. ایسپی به زبان محلی به معنی سفید، دار به معنی درخت و ان جهت جمع استفاده شده که کلاً به معنی روستایی که دارای درختان سپیدار میباشد. ز زمانهای بسیار دور نام این روستا ایسپی داران بودهاست ولی درفرهنگ لغات مرحوم علامه دهخدا اینچنین آمدهاست. سفیدداران، دهی جزء دهستان برغان بخش کرج شهرستان تهران، دارای ۱?۳ تن سکنه است و آب آن از چشمه سار و آب رود میباشد. محصولات آن باغات میوه، لبنیات، عسل، غلات و قلمستان میباشد. شغل اهالی زراعت و گله داری است. از رودخانه سفیدداران هم آب روستای کله رود (گلین رود) تأمین میگردد.