لغت نامه دهخدا
( باریک آواز ) باریک آواز. ( ص مرکب ) پرحرف و یاوه گوی. ( ناظم الاطباء ). یاوه گوی و ژاژخای. ( دِمزن ).
( باریک آواز ) باریک آواز. ( ص مرکب ) پرحرف و یاوه گوی. ( ناظم الاطباء ). یاوه گوی و ژاژخای. ( دِمزن ).
( باریک آواز ) پر حرف و یاوه گو
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 هرکه خود را به تمامی شکند شهره شود مه چو باریک شد انگشت نما می باشد
💡 تل سمنی بینم از آن موی میانت باریکخیالی نگر و چربزبانی
💡 لبت بوعده ی شیرین و خنده ی نمکین هزار نکته ی باریک بر شکر گیرد
💡 تکاور بر ره باریک میراند خدا را در شب تاریک میخواند
💡 زان تنم شد چو میانت باریک کز دهان تو دلم تنگتر است
💡 ز حورت چه حاصل به موی چو شیر که باریک زنگی گریزد ز پیر