لغت نامه دهخدا
باده پالا. [ دَ / دِ ] ( اِ مرکب ) بمعنی پالونه شراب باشد یعنی چیزی که شراب بدان صاف کنند. ( آنندراج ). بادپالا. ( ناظم الاطباء ). رجوع به بادپالا شود.
باده پالا. [ دَ / دِ ] ( اِ مرکب ) بمعنی پالونه شراب باشد یعنی چیزی که شراب بدان صاف کنند. ( آنندراج ). بادپالا. ( ناظم الاطباء ). رجوع به بادپالا شود.
آنچه شراب را با آن صاف کنند.
چیزی که بدان شراب را صاف کنند
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ز عکس روشن آن باده میشود روشن جهان تیره کنون دم به دم زمان به زمان
💡 باده صافی شد و گل پرده زرخسار افکند بایدت با خم می رخت بگلزار افکند
💡 بَدَل آب کنون باده ستان هر شامی بَدَل طبل کنون چنگ شنو هر سحری
💡 بر ارغوان بیش خواه از ارغوان رخ بتی چو ارغوان باده ای که رخ کند ارغوان
💡 مگذار بر زمین دل شبها پیاله را از باده برگ لاله کن این داغ لاله را
💡 مستان ز بادههای دمادم ندیدهاند کیفیتی که در نگه گاهگاه تست