باجناغ شدن
لغت نامه دهخدا
باجناغ شدن. [ ج َ ش ُ دَ ] ( مص مرکب ) ظأم. مظائمة. هم زلف شدن. در نکاح آوردن دو مرد دو خواهر را.
فرهنگ فارسی
( مصدر ) هم زلف شدن در نکاح آوردن دو مرد دو خواهر را.
جمله سازی با باجناغ شدن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 گروه دیگری که از این مجموعه جدا شدند افرادی به رهبری پرویز یعقوبی همسر سابق مینا ربیعی (خواهر اشرف ربیعی و باجناغ سابق مسعود رجوی) بودند. پرویز یعقوبی که از گروه مجاهدین اولیه بوده و از سال ۱۳۴۷ در این مجموعه فعّالیت داشت.
💡 شوهر: شیگَر - باجناغ: همریش -
💡 این سریال اختلافات دو باجناغ بر سر نانوایی فانتزی است و در نهایت ختم به خیر میشود.
💡 4) co-brother: باجناغ، یا به معنای دقیقتر شوهر خواهر زنتان.
💡 داستان این مجموعه تلویزیونی مربوط به دو باجناغ و خانوادههایشان است که برای تأمین هزینه زندگی، تصمیم میگیرند یک شرکت خدماتی تأسیس کنند و این مسئله آنها را درگیر ماجراهایی تازه و بامزه میکند و…
💡 باجناغ شدن با یک خانواده جدید میتواند باعث شود که روابط اجتماعی و پیوندهای خانوادگی شما در میان اقوام و دوستان گستردهتر و صمیمیتر شود.
💡 پس از ازدواج پسر بزرگ خانواده، ما با خانواده همسر او باجناغ شدیم و حالا در تمام مهمانیها با هم بسیار صمیمی هستیم.
💡 فرآیند باجناغ شدن معمولاً باعث ایجاد شباهتهای رفتاری و فرهنگی بین دو خانواده میشود که در نهایت به نزدیکی بیشتر اعضای هر دو خانواده میانجامد.