باب طعام

لغت نامه دهخدا

باب طعام. [ ب ِ طَ ] ( اِخ ) نام یکی از دروازه های زرنج سیستان است. ( صور الاقالیم اصطخری ):
عمر او نزد تو آمد که تو چون نوح بزی
در آکار، تن او، سر او باب طعام.( تاریخ سیستان ص 211 ).

جمله سازی با باب طعام

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 (قال لا ياتيكم طعام ترزقانه الاّ نبّاءتكما بتاويلهقبل ان ياتيكما)(523)

💡 297ـ يعنى سوس به آن افتاده بود و سُوس كرمى است كه در پشم و طعام مىافتد.

💡 خراب آنگه این خانه گردد تمام که با هم نسازند طبع و طعام

💡 گفت یک نیمه بمن ده‌ای غلام زانک بس خوش می‌خوری این خوش طعام

💡 (اليوم احل لكم الطيبات و طعام الذين اوتوا الكتابحل لكم وطعامكم حل لهم ).

💡 بدان تا خرند آنچه یابند خورد طعامی که پیش آید از گرم و سرد

نجورسن یعنی چه؟
نجورسن یعنی چه؟
طلایی یعنی چه؟
طلایی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز