اﷲاباد زند

لغت نامه دهخدا

( اﷲآباد زند ) اﷲآباد زند. [ اَل ْ لاه دِ زَ ] ( اِخ ) دهی است کوچک از دهستان جرقویه بخش حومه شهرستان شهرضا، در 57 هزارگزی جنوب خاوری شهرضا و 4 هزارگزی راه ماشین رو فیض آباد به اسداﷲآباد. کوهستانی است و سکنه آن 22 تن شیعه هستند و بفارسی سخن میگویند. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 10 ).

جمله سازی با اﷲاباد زند

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 او در ۱۷ اسفند ۱۳۵۷ در زندان قصر اعدام شد و در بهشت زهرا به خاک سپرده شد.

💡 ریموند واشینگتن در ۹ اوت ۱۹۷۹ در یک تیراندازی پس از آزاد شدن از زندان کشته شد.

💡 غمی دارم که گر میرم ز خاکم سر زند سبزه بصد فیض بهاران سبزه مشکل گر شود خرم

💡 فراوان بود در زندان بمصر ایزد ببخشیدش بدو بخشید ملک مصر و ملک شام تا صنعا

💡 امام موسى كاظم عليه السلام سه شب مانده به آخر عمر شريفش، به زندان بان خود -مسيّب - فرمود:

💡 غوطه در خون زند ار چشم به پاداش خطاست گنهش اینکه به ترکان خطایی نگریست