اون پاس

لغت نامه دهخدا

( آون پاس ) آون پاس. [ وِم ْ ] ( اِخ ) آوِمْپاس. مصحف نام ابن باجه، نزد مردم اروپا.

فرهنگ فارسی

( آون پاس ) مصحف نام ابن باجه نزد مردم اروپا

جمله سازی با اون پاس

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 تا بیر پیاله ویردی، کباب ایتدی باغریمی هر کیم اونون الیندن ایچر باده، قان ایچر

💡 چون بِچِّه¬ها مَلِّه هم هر دَفِّه جُواد رِ با اون شِلوار مِبینَن مِگَن:

💡 پدرش رئیس قبیلهٔ قیات بورجیگین بود که بیشتر آنان با قبیلهٔ تایجیوت خویشاوند بودند؛ و در کرانهٔ رود اونون سکنی گزیده بودند.